Spiritual Insights:                     Beyond the Ordinary

 


Welcome to the ZERO SECOND blog!

Here, we delve into Hamid's exceptional professional journey, highlighting the memorable projects he has led and the innovative programs he has developed over the years.

Join us, the Shamseh Ambassadors , as we explore the vibrant intersection of two worlds:

mature spiritual endeavors,

and

artistic expression.

Discover the Shamseh Complex Festivals, Sham3 Network, Thehran's Radio-Pie Podcasting, and more...

Immerse yourself in Hamid's artistic contributions, which include graphic design, logos, sculptures, pictograms, posters, and much more.

In our spiritual insights blog, we dive into the transformative realm of audio podcasting, offering a unique, immersive experience that resonates with your personal journey. Our mission is to share enlightening perspectives that inspire reflection and cultivate growth.

Introducing Radio Pi (Tehran): an independent audio storytelling initiative that explores the dynamic urban life and youth culture of Tehran.

Join us on Telegram to stay connected and engaged!

 

 

Uncovering Spiritual Insights through Audio Podcasting


"Pie Radio" Creative Project

 

Pie Radio:

An Echo of Footsteps and Forgotten Whispers

"I am Hamid Kiani; simply that."


Pie Radio (@PieRadio) transcended the conventional podcasting format; it encapsulated the resonance of shared concerns.

It represented a moment when our thoughts found a platform to be expressed—not as isolated voices, but as a collective awakening. Born from the inner dialogues of generations, it was narrated by two cultured wanderers exploring the streets of Tehran.

We became the whispers that echoed within them.


They walked in harmony with our pens and our passion, driven by a longing for connection. They murmured, searched, and moved, at times pausing with profound patience. They sat, drank, observed, and then embarked on their journeys again—all in pursuit of what was essential: their true selves.
Throughout this journey, they remained attuned to every event and every nuance, questioning the "why" while contemplating the essence of existence. They critiqued, analyzed, and embraced a philosophical skepticism. Though they grumbled at times, their spirits remained unbroken. They never ceased moving forward, even while standing still. And they continue to do so.
Like me, Hamid; like Sorbi, Hejazi, Hosseini, Mousavi, Taghipour, Khamedar, Bani-Fatemi, and dear Ramezani.

In each episode, they highlighted what needed attention, weaving together a tapestry of memories, grievances, historical anecdotes from a neighborhood, or illuminating solutions to complex riddles. They shared these narratives, subtly interlaced with the music in their headphones or the stories they recounted.

The Essence of This Journey
Above all, they were readers. They recognized that content serves as a bridge. Whether through our words or the verses of Saadi, the core mission was to nurture the need for reading. To read is to embrace logic; to read is to be present.
They embodied humanity—hopeless at times, greedy at other moments, occasionally defiant, yet always striving for a deeper truth. They shared their concerns openly, through both scripted text and spontaneous improvisation, prompting listeners to engage their minds. They traversed a century of Tehran's history, uncovering connections through its physical landscape.

"Pie" Captured in the Pulse of the City
Every moment was recorded: the ambience of the streets, the echoes of intentions, and real-life happenings. Captured on iPhones and shared via the SHAM3 social network, Pie Radio was released biweekly on "Zero Second." They utilized these tools not for status, but to transcend individual boundaries in service to the audience—providing a taste of discovery and understanding.

Eventually, they reached Park-e Shahr, recording their final episode as a tribute to SHAMSEH. Their signature phrase, "This is my voice here in...",

evolved into: "This is our voice, resonating within a network of talent and understanding among the dynamic young artists of Tehran's neighborhoods; in SHAMSEH."

A Quiet Reflection
If this journey feels incomplete, it is not due to a lack of love or content.

To be frank: it was because professionalism requires dedicated professionals who deserve to be compensated fairly.

When visionaries lose their influence, and those in charge prioritize differently, the lights of initiatives—like SHAMSEH and Pie Radio—inevitably dim.

Record
Project Identity: Pie Radio (Podcast Series)

 

درد دل 

سلام 

من حمیدکیانی هستم! همین  

و «رادیو پای» PieRadio به نوعی پژواک صدای همه و دغدغه من بود،

وقتی که فکرمان راه خود را برای شنیده شدن پیدا کرد، اما نه به عنوان صدای من یا تو یا هرکسی.

بلکه در نتیجه و دستاورد یک کار تیمی، به عنوان مکاشفه ای بر امده از صداهای درون سر چند نسل، از زبان دو شیفته، دو عاشق فرهیخته که در خیابان‌های تهران می گشتند و هر کدام ما بخشی از نجواهای درونشان بودیم. آنها هم همپای قلم و ذوق ما  گام بر میداشتند و در خیال ما قدم میزدند؛

در شوق دیدار و تمنی وصل، نجوا میکردند، می گشتند و راه میرفتند و گشت میزدند،

گاهی مکث می‌کردند، گاهی عجله می کردند، گاهی هم صبوری،  

می نشستند، می نوشیدند ، می‌خوردند، تماشا می کردند، می دیدند و می شنیدند، و باز براه می افتادند تا برسند، به انچه باید، به انچه دوست دارند، به خودِ خودشان.

و در این مسیر به هر انچه می افتاد و می‌یافتند، به هر اتفاق، هر تغییر و تاثیری توجه می کردند، در اساس ان، به چرایی اش توجه و در چگونگی اش، دقت میکردند، به اصالت و وثوق ان توجه می‌کردند. ...

می اندیشیدند و اندیشه خودشان را نقد می کردند، و نتیجه اش را صادقانه برای مخاطب تعریف میکردند، و تحلیل... البته گاهی شک هم می کردند از ان نوع فلسفی اش! گاهی حتی غر میزدند سر خودشان

اما دلسرد نمی شدند، و باز براه می افتادند، همچنان به جلو‌ میرفتند وهرگز متوقف نشدند. حتی اگر ایستادند!، بر عزم شان ایستاده اند! و روئیدند و البته هنوز هم می رویند و می روند. 

مثل من حمید، مثل سربی، مثل حجازى، مثل حسینی و موسوی مثل تقی پور و خامدار و بنی فاطمی مثل رمضانی عزیز، مثل تک تک شما، و همه انها که، ممکن است تا، که خوب میشود اگر، که باید، بلکه شنیده شوند. 

در هر اپیزود، در هر فراز و کلمه شان، هر کدامشان دارند به موضوعی که لازم بود جلب توجه کند! طرح توجه می‌کنند؛ و آن را در قالب خاطره ای، گلایه ای، متنی از یک اعلان، تاریخچه یک محل، کشف پاسخی بر یک معما، و‌ حتی بیاد اوری صحنه هایی از یک فیلم یا نمایش ‌و حتی متن موسیقی ای که در حین راه رفتن به ان گوش می کنند بطوری غیر مستقیم، به طعنه یا در بیان، در میانه داستانشان و یا با طرح قصه ای، روایت می کنند، ثبت می نمایند و به اشتراک می‌گذارند؛

راستی داشت فراموشم می شد، اما؛ 

مهم تر از همه اینها که برشمردم، این است که آنها اهل مطالعه بودند و کنابخوان، الان هم هستند؛

مهم نیست چه کتابی، در چه قطعی، با چه رنگ جلدی و چه نوع صحافی یا حتی از چه نویسنده ای، مهم توجه شان به محتوا بود و پیدا کردن ارتباط!

و البته انچه که مهم است و خوب بود تا جا انداخته شود، اصل ضرورت مطالعه و کتابخوانی بود.

حالا کار ما باشد یا شیخ اجل حضرت سعدی چه فرقی دارد! مهم این است که عادت کنیم کتاب بخوانیم، و درک کنیم که مطالعه ضرورت است آدم که اهل مطالعه باشد منطق دار میشود؛ 

آنها هم مثل ما گاهی نامید می شدند، گاهی هم طمع کار،

گاهی خودسری میکردند، گاهی تقاضا و مطالبه و البته هنوز هم می کنند،

و هشدار می دهند، اما هرگز قضاوت نکردند، کتمان نکردند و نمی کنند. 

 دغدغه شان را صریح و رک گاهی بر اساس سناریو و‌ گهگاهی هم بداهه، با مخاطبانشان در میان می گذاشتند، تا شنونده را به فکر کردن وادار کنند.

در این مسیر نه چندان طولانی، اما کش امده به اندازه یک قرن از مکان‌های تاریخی و محلات و اماکن خاص، و عام،  از دل تاریخ شهر تهران گذشتند. تا به هم برسند. 

و همه چیز  را از طریق پیام صوتی و عکس در قالب تبادل پیام‌ و در شبکه اجتماعی شمسه (sham3)، با گوشی ایفون شان ضبط و وبت شد.

صدای محیط مکان‌ها، حتی پژواک انگیزه‌هایشان، صدای خیابان‌ها و رویدادهای واقعی را هم ضبط و ثبت  شدند. 

و چیزی که مکررا ان را یاداوری می کردند این بود؛

رادیو «پای» در خیابان‌های تهران و با نرم‌افزار ضبط صدای گوشی‌های آیفون ضبط می‌شود. موضوع پای؛ تهران است و دقیقهٔ صفرِ هر دو جمعه منتشر می‌شود. هر پای 20 تا 30 دقیقه است.

نه چون میخواستند وانمود کنند که گوشی شان برند خاصی دارد، نه هرگز،

نه چون مدعی بودند،

نه چون دنبال جعل و تصاحب هویت می گشتند،

بلکه چون از خودشان گذشته بودند!

بخاطر شما و برای شما

برای جلب کردن توجه تان،

برای به خاطر سپردن،

برای انکه لذت جستجو کردن، کاوش کردن، کشف کردن، یافتن و فهمیدن را به مخاطب بچشانند. 

امیدوار بودند تا بتوانند قواعد نتیکت و سبک استفاده صحیح از رسانه های اجتماعی مجازی، و قابلیت های ممکن شده در تلفن‌های همراه را به ما یاداوری کنند...

مستقیم یا غیر مستقیم،

از  تکرار مکرر جملات و نکات، چه در قاب شرح دیدار، ارزو ، روایت کتاب ، حرف دل و فاش گویی عشقشان، ابایی نداشتند، بی تکلف و ادعا راه رفتند و ثبت کردند و گفتند و تند و تند حرف زدند.

مثل صداهای توی سرمن !

تا اینکه نهایتا قرار گذاشتیم تا آنها در پارک شهر تهران بهم برسند، و اخرین قسمت را بیاد شمسه و برای شمسه ای ها با هم ضبط کنند و بفرستند. 

«این صدای من است اینجا در...» که جمله همیشگی آن دو بود،

در قسمت اخر می شد:

«این صدای ما است، اینجا در شبکه ای از توانمندی و قابلیت و درک در میان جوانان هنرمند و پویا در محلات شهر تهران؛ در  شمسه... »

و روایتشان با صرف یک پای‌سیب در پای تخت… تمام شود». 

اکر صدای قسمت اخر شنیده نشد و گشت و گذارشان ناتمام ماند 

نه اینکه چون عشق تمام شد و حس و حالش نبود،

نه چون محتوا نبود و شاخش در دست شاگرد نو رسته،

نه، هرگز اینگونه نبود، بگذارید تواضع را کنار بگذارم فاش گویمش، ولو همین یکبار؛ خیر، هیچکدام از اینها نبود! 

تنها دلیلش این بود: ... چون عوامل اجرا حرفه گر بودند و حرفه بدون مزد پیش نمیرود!  و چون انکس که ایده پردازش بود درمسند نبود وانکه در مسند بود اولویت هایش فرق داشت،

همانطور که شمسه هم که روزی چراغ مشارکت و نماد ایجاد احساس تعلق بود بر زمین ماند. پای هم از پای ایستاد اما از پای نیافتاد. 

بله! 

و از باب باد اوری و‌تجدید خاطره هم شناسنامه رادیو پای را برایتان در زیر می اورم تا حقیقتش بماند به یادگار؛ 

شناسنامه کار (اسنادش موجود است)؛

عنوان طرح: 

رادیو پای ( مجموعه پادکست) 

طرح  یک خطی : 

تهران بیشتر مثل پای سیب است تا پایـ‌ تخت! 

اسلوگان:  خلاصه شده طرح : تهران مثل پای سیب است! 

۲۱ قسمت:  

اول تا چهارم (معمایی) 

چهارم تا هشتم (صریح)

هشتم تا دوازدهم (انتقادی)

دوازدهم تا شانزدهم (امیدوار) 

هفدهم تا بیست و یکم (مشارکت‌جو) 

استوری بورد : 

برای هر قسمت جداگانه اماده میشود متناسب با مسایل مورد توجه روز 

توالی انتشار : دو هفتگی 

زمان انتشار: تهران در سال ۱۲۰۰ پایتخت شد ، در ساعت ۱۲:۰۰ ( صفر بامداد)  هر یک جمعه در میان

مدت هر پادکست بین بیست و پنج تا سی دقیقه

انتشار: از طریق سامانه های محلات در پرتال تهران من شبکه های اجتماعی شمسه و تلگرام، سایت های ای تیونز، شنوتو، تهران، بیپ تیونز و ….

با اجازه تکثیر و باز نشر ازاد.  

 

رادیو پای ؛ @PieRadio مجموعه پادکست

مجری طرح: خانه فرهنگ ماه 

ناظر کیفی و محتوا: حمید کیانی

نویسندگان: ياسين حجازى، احسان حسينى، حمید کیانی و محمد سربی.

صدا: پيمان بنى فاطمى

کارگردان هنری: یاسین حجازی

گرافیک: احسان حسينى

صداپیشگان: محى الدين تقی پور، مريم خامدار

صاحب امتیاز: شهرداری تهران

تمامی مالکیت مادی و معنوی رادیو پای، محتوا و اثار آن برای داره کل فرهنگی شهرداری تهران محفوظ است. 

بهمن ۱۳۹۴

@PieRadio

Connecting with the urban youth podcast audience

 

Explore our curated collection of creative works and Audible projects. Each piece reflects our unwavering attention to detail and our dedication to delivering exceptional results that go beyond expectations.

Radio Pie (Tehran) is an independent audio storytelling initiative that delves into the vibrant urban life and youth culture of Tehran.

Pie Podcasts Produced and conceptually developed by Kiani in 2015–2016, this series features 20 episodes recorded on the bustling streets of the city, transforming Tehran into a dynamic living studio.

 

Former Works on Producing 

Are you passionate about the content from PieRadio and the Urban's Youth Lifestyle Podcasts?

If you’re looking to dive deeper into spiritual enjoyment, then the t.me@Pie_Radio channel on Telegram is the perfect place for you.
Explore more at shenoto.com by this link.

Create Your Own Website With Webador